X
تبلیغات
تحقیق،پژوهش،رویکرد - تاثیر رویکردهای کمی،کیفی،آمیخته و تناقض امیز در سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و سایر ابزاهای گرد آور
تلاش برای افزایش دانش کاربران در زمینه تحقیق،پژوهش...وارائه مقالات
 تاثیر رویکردهای کمی،کیفی،آمیخته و تناقض امیز در سنجش و ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و سایر ابزاهای گرد آور

مقدمه:

پارادایم اثبات گرایی که در آن ، ارتباط بین پدیده ها با روشهای کمی تحلیل اطلاعات هماهنگ می باشد ، سعی در راه اندازی و ارزش دهی عددی با پدیده های آموزشی دارد، روشهای تغییرگرایی ازرویکرد که سعی در فهم نکات پیچیده یک فرد داشته، بطور سنتی یا روشهای کیفی که در ایجاد فهم غنی و پیچیده از تفاسیر هر فرد از دنیا سهیم هستند، همراه بوده است.

می توان بیان کرد که نیازی نیست روش انتخابی ما برای سنجش وپیشرفت تحصیلی دانش آموز تحت تاثیر عقایدمان درباره دانش پیرامون اطراف ما قرار گیرد وهمچنین مجاز دانستن تنها دو روش کمی و کیفی برای سنجش مهارت یادگیری دانش آموز این گمان را بوجود می آورد که فقط دو راه برای شناخت، برداشت و یادگیری وجود دارد که این امر فقط یک سفسطه می باشد.

کمیت وکیفیت در سنجش:

بطور کلی سنجش را نوعی اندازه گیری دانسته اند که مفهوم و سیعتری از آزمون دارد بعبارتی سنجش تحلیل جامع و چند وجهی از عملکرد است. در تعریف کمیت و کیفیت در امر سنجش باید اظهار داشت در مقابل داده های کمی که دارای قابلیت اندازه گیری و سنجش با اعداد هستند ، داده های کیفی قرار دارند.

باید توجه داشت که اطلاعات و بازخوردهایی که دانش آموزان می دهند ذاتاً کمی نیستند که بتوانند همیشه به قسمت ها و تکه هایی از تقریبا هر چیزی تقسیم شوند و ضرورتا در قالب اعداد و ارقام بیان شوند آن چیزی که قرار است از دانسته ها و یادگیری فراگیر مورد سنجش و ارزشیابی و ارزیابی قرار گیرد می تواند در قالب کلمات، تصاویر و حتی صداها باشد.

رویکرد کیفی در سنجش یعنی ما روشهایی برای جمع آوری و تحلیل و  تفسیر  اطلاعات و مهارت های مفهومی در مورد یادگیری از فراگیران استخراج کنیم که غیر کمی باشد به عبارتی هنگامی یک مربی با رویکرد کیفی در سنجش به زمینه موضوع خود توجه دارد و این یعنی خود را در جریان فرایند یادگیری ها می گذارد. برای این مربی فرایند مهم است نه فرآورده و در نتیجه هیمشه از روشهای چند گانه از چندین روش برای ارزشیابی فراگیران خود استفاده می کند.

 

فاصله بین روشهای کمی و کیفی در سنجش و پیشرفت تحصیلی :

یک راه حل برای یکپارچه سازی روشهای متعدد برای ارزیابی این است که کانون توجه را روی فرایند سنجش قرار دهیم و بپذیریم که قسمت های مختلف سنجش نیازمند روشهای گوناگون است مثلا یک پرسشنامه در رویکرد کمی یکسری اطلاعات و در رویکرد کیفی اطلاعات  دیگری را به دست ما می دهد از طرفی هر دو روش کیفی و کمی با هر دو در ارتباط هستند.

پس باید گفت که در زمینه جمع آوری اطلاعات روشهای کمی و کیفی مقابل یکدیگر نیستند، اگر چه در یک مقیاس دو بعدی قرار می گیرند در هر حال فرایند سنجش و

 ا رزیابی و ارزشیابی فراگیر ممکن است در مرحله ای از روشهای کیفی بیشتر در مرحله ای دیگر یا موقعیت دیگر روشهای کمی کاربرد بیشتری داشته باشند.

رویکرد کمی داشته باشیم یا کیفی در ارزیابی فراگیرانمان: 

بطور جامع می توان گفت که هدف رویکرد کمی درسنجش در قالب تست تئوری ماست یعنی دانش فرد از طریق برگ امتحان چه بصورت تستی و یا تشریحی مورد سنجش واقعی می گردد و توجهی به عوامل مزاحم که امکان دارد دانش آموز در خانه کلاس دارد مواجه است توجهی نکند. ازسویی می توان گفت در رویکرد کمی یک حالت متمرکز از پیش تعیین شده وجود دارد که دانش آموزان یا فراگیران، در این وضعیت قرار می گیرند و می توان گفت فراگیران ما در حال بازی نمایشی بر روی یک صحنه تئاتر هستند، بازی که تنها لازم است مسئول یا فرمانده خود را راضی نگاه دارند، فراگیران هیچ حالت آگاهی بخشی از موضوع یادگیری ندارند بعبارتی بر خلاف رویکرد کیفی در سنجش آنها قابلیت انعطاف در برخورد با مسائل آموزشی و حل مسئله و در نهایت یک خلاقیت در یادگیری و رسیدن به مرحله شکوفایی پیدا نمی کنند. فراگیران در رویکرد کمی در ارزیابی  خود به  اعداد و نمرات خود توجه دارند به نوعی پاداش برای آنها انگیزه می شود و هیچ نوع یادگیری شخصی در لابلای انواع مهارت های آنها مشاهده نمی شود.

در رویکرد کمی در سنجش فراگیران ارتباطات آنها خشک و حالت منفعل دارند ، وظیفه آنها تنها گرفتن نمره بالا بدون در نظر گرفتن پایداری، عمق یادگیری و توجه به متغیرهای پیچیده یادگیری در بستر امور و حتی محیط های شبه طبیعی است کاری که رویکرد کیفی در سنجش و ارزیابی دانش آموزان توانسته جبران نمائید، یک مربی کیفی گرا به انواع روش ها و ا بعاد با مشاهدات گوناگون و روشهای خاص و حتی بکارگیری روشی جدید برای یک موقعیت جدیدی می پردازد. یک مربی  کیفی گرا در سنجش و ارزشیابی هیچ گاه الگوی بسته در سنجش  مثلا تنها به انواع آزمون های کیفی یا شفاهی اکتفا نمی کند او می داند که می توان کلاس خود را در محیط بالقوه 5 یا بالفعل از ارتباطات قرار دهد.

تشخیص های فردی و گروهی مناسب با ساختار کلاس درس خود دارد و استفاده از نمره های استاندارد شده و روشهای منظم نمره دهی را کنار می گذارد عمق داده و استفاده ا زمعنا ومفهوم در بیانات و جمع آوری داده ها مبنای کار خود قرار می دهد. آنچه برای او مهم است نتیجه نیست، به همین خاطر عمیق ماندن اطلاعات و جمع آوری داده های او مهم است. و ارزشیابی هایش بی معنا نیست.

به عبارتی بزرگترین تاثیر رویکرد کیفی در سنجش این است که ما قبول می کنیم واقعیت امریست پویا و خلاقانه سعی در رویش و توسعه طلبی دانش آموزان داشتن مبنا قرار می گیردودربسترآن نه چیز دیگری.

مزایای رویکرد کیفی در ارزیابی :

در محیط طبیعی دانش آموز چه در خانه و مدرسه توجه می شود.

یک  مربی یا با معلم کیفی گر به روند آموزش اهمیت می دهد و ارزیابی خود را برمبنای فرایند تدریس انجام می دهد.

ارزیابی خود از دانش آموزان را در قالب گزارش های تفسیری ارائه می دهد که ساخته شخصی معلم از شرایط کلاسی او را منعکس می کند  حتی خود فراگیران می توانند به خود سنجی و تفسیر هایی از خود دست یابند.

در روش کمی استراتژی های جمع آوری داده ها مشاهده غیر مشارکتی ، مصاحبه های رسمی و نیمه سازمان یافته ومدیریت آزمون وپرسشنامه می باشد ولی در رویکرد کیفی در جمع آوری داده ها جمع آوری اسناد و مدارک ،مشاهده مشارکتی ، مصاحبه های غیر رسمی و برون ساختار و جمع آوری اصلاحات بصورت گسترده و جزئی نگر در زمینه بودند.

گرد آوری داده ها در رویکرد کیفی بصورت یک چرخه و سیکل است نه یک خط راست که از یک جا شروع می شود ودر جای دیگر تمام گردد.

معایب و سختی های رویکرد کیفی در فرایندارزشیابی:

با توجه به ویژگی های رویکرد کیفی باید یک مربی یا معلم دارای قدرت بیان و قدرت انتزاعی بالایی باشد یعنی بتواند در مقایسه بپردازد که ویژگی کمی نیست.

مربی کیفی گراباید بداند سنجش او باید از فردی به فرد دیگر متفاوت باشد و این هزینه براست . .

جزئیات را در ارزشیابی های خود سهیم کند تا ارزشیابی با کیفیت همراه باشد.

برای هر فرد یک پکیج کار تهیه کند.(زمان بر)

سعی کند دانش آموزان به روابط بین پدیده ها است پیدا کنند نه خود پدیده ها.

سیطره کمیت را از ارزشیابی فرد دور کند و روح معنا و مفهوم را در سنجش خود آشکار سازد .

انواع تکنیک ها کیفی گرا در هنگام ارزیابی بدون شتابزدگی بکارگیردیعنی تمام اجزاء یک پدیده وسپس برقراری رابطه بین ا جزاء و بعد انضباط استخراج از یک واقعیت.

یک معلم کیفی در هنگام ارزشیابی پیشرفت تحصیلی باید همواره یک فاصله بین خود و دانش آموز در نظر بگیرید منظور این است که در هنگام ارزشیابی آنچه را که دوست دارد نبینید بلکه واقعیت را معیار قرار دهد و ارزشیابی کند.

ازپیش داوری در هنگام ارزیابی اجتناب کند .

ساخت ابزاری برای سنجش در هر محیط و زمان در رویکرد کیفی بنا به معلم وفراگیر نوع دانش آموزان متفاوت است.

باید حتماً تفکر استراتژی در هنگام ارزشیابی کیفی گر وآشنا باشد.

ویژگی های زیانی، تعاملات دانش آموزان، شناخت محیط و روشهای اکتشافی ،همچنین عکل العمل ها و ا فکار نو، شناسایی موضوعات و نقد آنها همگی را برای یک سنجش کیفی گرا ی مبتنی بر فرایند پیشرفت تحصیلی دانش آموزان مدنظر قرار دهد.

رویکردها وسایر ابراز گردآوری داده ها:

همان طور که می دانیم چهار ابزار کلی شامل: پرسشنامه ، مصاحبه، مشاهده و  استفاده از داده های  ثانویه می باشد. در روش کمی برای سنجش تحصیلی فراگیران عمدتاً بر تکرار پدیده ها استوار است به همین خاطر از پرسشنامه ها و مصاحبه های بسته پاسخ و گاهی نیمه بسته استفاده می گردد تا فراوانی مشاهده ها مورد سنجش قرار گیرد، در رویکرد کیفی در سنجش باید توجه داشت که چون ارزشیابی یک فرایند است نه یک فرآورده یعنی توام هر دو کار انجام می گیرد و به همین خاطر از پرسشنامه ها یا مصاحبه های غیر ساختار یافته و وابسته به زمینه وموضوع استفاده می گردد که قدرت انعطاف بالاتری نیز  دارند استفاده می شود همین متفاوت بودن در شیوه گردآوری داده ها باعث شده است که روشهای کیفی متعددی داشته باشیم مثلا مشاهده کیفی بسیار پر جزئیات تر، عمیق تر و در شرایط طبیعی و در محیط های گوناگون در طول زمان و در بستر زمینه انجام می گیرد در حالی که در رویکرد کمی در ارزیابی مشاهده بعنوان یک ابزار گردآوری اطلاعات در یک چهار چوب بخصوصی می با شد.

البته باید گفت یک مربی با رویکرد کمی می تواند گروه ها بیشتری از فراگیران را در مدت زمان کمتر ارزشیابی کند و ضعف آن در عینی بودن ارزشیابی است.

اما باید توجه داشت کیفی گرایی در بحث سنجشی این امکان را بوجود می آورد که یک معلم یا مربی با اطلاعات کیفی که بدست می آورد بتواند شرایط موجود در هنگام تدریس را با دقت بیشتری دنبال کند و  همین تدریس و ارزشیابی تعامل برقرار سازد کلمه ها را در هنگام چه تدریس و چه مبنایی برای ارزشیابی دارای بهم پیوستگی واقعی هستند به گونه ای که اغلب یک اعتماد خاصی را به مربی می دهند.

از سویی اگر پیش زمینه ما از فراگیران کامل باشد باعث می شود تمامی ارزشیابی ما زیر سوال رود، به همین خاطر شاید بکارگیری رویکرد ترکیبی (هم کیفی و هم کمی) به این امر کمک کند.

نقدآخر :

روش های کیفی شامل استفاده از مصاحبه آزاد ، مشاهده مستقیم و / یا اسناد نوشته شده وغیره.... است برای پیدا کردن معنای پنهان رفتار دانش اموزان(پاتون، 1990).)

روش های کمی نیاز به استفاده از نمرات استاندارد شده برای دسته بندی رفتارهای متنوع واشکار از فراگیران به دسته های از پیش تعیین شده و تعمییم دادن ان به شرایط دیگر کلاسها.

رویکردهای روش مخلوط به ارزیابی ترکیب عناصر از هر دو روش کمی و کیفی جمع آوری داده ها به امید ایجاد "بینش عمیق تر و گسترده تر)گرین و( Cicarelli، (1997)برای فراگیران در فرایند ارزشیابی می باشد.

می دانیم بسیاری از عملکردهای دانش اموزان نه تنها شامل رفتار بلکه انگیزه های عاطفی وهیجانی را شامل میشود که در رفتارانها متبلور می گردد.. روش آمیخته می خواهدنقاط ضعف یکی را از طریق نقاط قوت دیگری و بلعکس پوشش دهد. ،درحالی که رویکرهای کمی و کیفی به تنهایی این امر راپوشش نمی دهد.

رویکرد کمی با این فرض که رفتار انسان را می توان با آنچه ابزار است سنجید نامیده می شوند. "واقعیت اجتماعی"، که می تواند توسط روش های که استفاده از "منطق استقرایی یا قیاسی در علوم طبیعی" بررسی (Horna، 1994 و تمایل دارند برای اندازه گیری "چه مقدار"، یا "چگونه اغلب هستند.

طرح های کیفی هستند که با رویکردهای تفسیری همراه اند ، از نقطه نظر emic به جای دادن پرامتر گسسته به رفتار مشاهده پذیر استفاده می شوند.. روش های کیفی قوی عمق رفتار و ادراک رفتار را نشانه می گیرندنه بصورت گسترده بلکه بصورت عمیق.. مزایای استفاده از روش کیفی برای سنجش را می توان خلاصه به شرح زیر است.

* روش های کیفی اجازه می دهد که اجزای شناختی و عاطفی تا در عمق بیشتر از روش های کمی پرداخته شده است.
     *
انعطاف پذیری از روش های کیفی باعث شده سنجش با قابلیت بیشتری انجام گیرد..
     *
روش های کیفی اجازه شناسایی تغییرات طولی در رفتاردارد، در حالی که رویکردهای کمی تمایل به گرفتن "عکس فوری" از رفتار، شناخت را دارد..

# روش کیفی ، به ویژه مشاهده ، مصاحبه بدون ساختار یا اجازه پژوهشگر به منظور توسعه کلی عکس "" از موضوع تحت بررسی است. .

اعظم ورزشی پژوهش فن هنوز هم تا حد زیادی اکتشافی. استفاده از روش های کیفی اجازه می دهد تا برای تحولات غیر منتظره است که ممکن است به عنوان بخشی از چنین پژوهشی (به عنوان مثال، سرندیپیتی) بوجود می آیند.

در رویکرد کمی بحث هدف ها و چه نهایی و چه جزئی مطرح بوده هر چند که فراگیران منفعل  می باشند اما طبقه بندی اهداف برای سنجشی و توانایی های آنها  امری مهم می باشد، در این رویکرد طراح سوالات حرف اول را می زند و ثبات در سنجش ، یادگیری را به هست بودن یا نیست بودن یا بعبارتی رد قبول یادگیری کشانده بود (منطقی ارسطویی) ، سیاه و سفید، این رویکرد که قبل از 1950 مطرح گردید و در واقع یک حالت دو بعدی مطرح نمود که در آن انگیزه و علاقه فراگیر مهم نبوده و ابهام در اندازه گیری آن وجود دارد (هر چند که بخش اعظم ارزشیابی ها را به خود اختصاص داده است) بر خلاف آن رویکرد کیفی بیان می داشت که ، دانش آموز موضوع سنجش نبوده بلکه  شریک سنجش است، در این رویکرد خصیصه مکنون تعریف شده و اشکال احتمال را در بر می گیرد.

امروه شاهد  هستیم که مربیان مایل به استفاده از روشهای متعدد در خلال ارزیابی فرد هستند که رویکرد مثلث بندی (ترکیبی) است.

در این رویکرد از هر دو رش کیفی وکمی استفاده می شود و بعبارتی ترکیب بعنوان وسیله ای برای تولید تصویر کاملتری از سنجش همه جانبه فرد است به گونه ای که می توان دیدگاههای چند لایه ای را در پدیده های پیچیده شناسایی کرد. البته باید قبول کرد سردرگمی هایی در مورد چگونگی استفاده از روش شناسی ترکیبی در سنجش وجود دارد و مراحل نوگرایی (مدرنیسم) مرحله فرانوگرایی (پست مدرنیسم) و مرحله پس از فرانوگرایی (پست پست مدرنیسم) 3 مرحله اصلی برای انواع رویکردها به منظور جمع آوری داده ها هستند.

. • نظریه پارادوکس(رویکرد تناقض امیز):

گفته می شود ذهن انسان براساس نیروهای مخالف شکل می گیرد. تئوری پارادوکس مجموعه ای از اصول است که اعملا روانی وحتی سازمانی او را در بر می گیرد....

یعنی زندگی روزمره ما درگیر و در حال کنش و واکنش با یک سری از پارادوکس هاست،. هر پارادوکس رابطه بین دو دسته از صفات است،
صفات ارام و صفات شدید ودینامیک،اگر ما رفتار خود را به هر دو سوی پارادوکس یعنی ارامم و پویا گسترش دهیم دارای یک توانایی استثنایی برای تحقق اهدافمان هستیم،که به این می گویند تطبیق پذییری متعادل.اگر رفتار دانش اموزان تنها در جهت جنبه پویا گسترش پیدا کند به ان (عدم تعادل تهاجمی می گویند)و یا اگر طیف وسیعی از رفتار فراگیران به سمت جنبه ارام از پارادوکس گسترش پیداکند به ان عدم تعادل منفعل می گویند.در صورتی که معیار ارزشیابی و سنجش ما براساس مدل تناقض باشد ما دارای دانش اموزانی خواهیم بود که به بینشی دست می یابند برای مدیریت این اضدادپس هدف شناخت فرد از الگوهای رفتاری به جای اندازه های سنتی است.
ارزیابی خود را براساس صفات مثبت ومنفی قرار بدهیم.مثلا رضایت بخشی چیست؟وچه چیز رضایت بخش می باشد؟ایا 50 یا 70؟واقعا مشخص نیست نه با این معیار مثل لیوان نصفه از اب که خالی یا پر بودنش مشخص نیست ونسبی است،

پدیده ها ی متفاوت را در کنار هم قرار بدهیم و عبارتی سنجش هر چیز بصورت کمی یا کیفی نیست وامکان دارد چندین سطح متفاوت داشته باشد.

دانش اموزان تا توانایی کامل در یک پدیده که از نبود شروع می شود و به بود می رسد دست نیافتند حق ندارند به پایه بالاتر بروندیا باید ان قسمت از صفت را که پرورش نداده اند ونیاز به توجه بیشتر است را پرورش دهند.

نام منطق فازی بیان کننده یک ایده یا خانواده ای از ایده هاست که روی «چه مقدار» بودن و چه مقدار نبودن، «تا کی» بودن و نبودن است، «چگونه» بودن و نبودن تأکید دارد. منطق فازی نوع و «میزان عضویت» را بازنمایی می کند و فضای دو ارزشی صفر و یک را به فضای سه ارزشی صفر، 5% و یک و چند ارزشی تعمیم می دهد. ارزش های صفر و یک مساوی از نقطه میانی، یعنی 5% قرار می گیرند. بدین ترتیب، می توان صحبت از انواع و میزان عضویت کرد که به آن «عضویت فازی» اطلاق می شود. بر مبنای منطق فازی، می توان گفت امور به شکل نسبی درجه بندی می شود(کاسکو) حقیقت چیزی بین صفر ویک است. در این دستگاه معرفتی حقیقت، سیاه و سفید به حقیقت خاکستری انتقال می یابد، هم برساخته های معرفت شناسانه و هم نهادهای اجتماعی و سیاسی تابع اصل عدم قطعیت می شوند.

در روش شناسی فازی، صدق یک گزاره زیر مجموعه فازی یک بازه زمانی ( 0 و 1) فرض می شود و بین صدق وکذب ارزش سومی وجود دارد که گزاره های این ارزش غیر قطعی و از حیث صدق و کذب غیر دقیق اند. درجه عضویت گزاره های فازی مبتنی بر ارزش هایی بین صفر و یک است.

در روش شناسی فازی واقعیت به مثابه یک «کلِ ترکیب بندی شده» درک می شود که از ترکیب سه بُعد واقعیت ( منحصر به فرد بودن، تنوع و عمومیت) ساخته می شود.

بر این اساس پدیده های اجتماعی را بر حسب سنخ ها و فردها ببینیم و موردها را به سنخ ها و خرده سنخ ها و سنخ های تلفیقی فرموله کنیم.

نمودار رسم یک سیب از سیب صد در صد به سیب صفر، می بینیم که ارزش های انطباقی آن خطی بین صفر و یک را به وجود می آورد.

منابع:

-    مقدمه ای بر روشهای تحقیق کیفی وآمیخته،رویکردهای متداول در علوم رفتاری،دکتر عباس بازرگان،نشردیدار،تهران،1387

-    توصیفی جامع از روش های تحقیق،دکتر علیرضا علی احمدی،مهندس وحید سعید نهائی،انتشارات تولیددانش،تهران،1386

-        راهنمای عملی پژوهش کیفی،دکتر حیدرعلی هومن،انتشارات سمت،تهران،1389

-        ایزاک ،استفان(1376)،راهنمای تحقیق وارزشیابی در روانشناسی و علوم تربیتی،مترجم :دلاور،علی.

   

   combining:methodology mixed(1998).c.Ajteddlie.itashakkor

 :CA oaks. thousand.Approaches quantitative and qualitative

 

 for procedures and techniques: research qualitative of basics -

  .sage:ca. ed Znd. theory grounded developing

 

The paradox of classroom assessment: A challenge for the 21st century.Steven Katz; Lorna Earl; David Olson.McGill Journal of Education; Winter 2001

 

سایت:

    net.research-qualitative.www

  edu.nova.www

    edu.conrnell.human.trochim.www

                               

http://www.parenting.cit.cornell.edu/evaluation.html

 

|+| نوشته شده توسط هادی احمدی در جمعه 6 اسفند1389  |
 
 
بالا